السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

417

تفسير الميزان ( فارسي )

ديگر دفاع و كوشش مؤثر نباشد ، در آن صورت مىشود دفاع را تعطيل كرد . * ( « بَلْ كانَ اللَّه بِما تَعْمَلُونَ خَبِيراً » ) * - اين جمله تعريض و كنايه به متخلفين است ، و در آن به اين نكته اشاره مىكند كه شما در اين بهانه خود دروغ مىگوييد ، اصلا علت تخلف شما مساله اشتغال به امور اموال و اولاد نبود . * ( « بَلْ ظَنَنْتُمْ أَنْ لَنْ يَنْقَلِبَ الرَّسُولُ وَالْمُؤْمِنُونَ إِلى أَهْلِيهِمْ أَبَداً وَزُيِّنَ ذلِكَ فِي قُلُوبِكُمْ . . . » ) * اين آيه علت واقعى تخلف را بيان مىكند ، و مىفرمايد تخلف شما از شركت در جهاد براى اشتغال به امور مذكور نبود ، بلكه اين بود كه شما پنداشتيد رسول و مؤمنين هرگز از اين جنگ برنمىگردند و هر كس در اين سفر شركت كرده به دست قريش كه آن همه لشكر فراهم آورده و آن همه نيرو و شوكت دارد كشته خواهد شد ، اين بود علت تخلف شما . * ( « وَزُيِّنَ ذلِكَ فِي قُلُوبِكُمْ » ) * - و اينكه فرمود : همين بهانه در دل شما است كه بدست شيطان جلوه داده شد ، و شما هم طبق آن عمل كرديد ، و آن اين بود كه از حركت به سوى جهاد تخلف كنيد ، تا مبادا شما هم كشته شويد و از بين برويد . * ( « وَظَنَنْتُمْ ظَنَّ السَّوْءِ وَكُنْتُمْ قَوْماً بُوراً » ) * - كلمه « بور » - به طورى كه گفته‌اند « 1 » - مصدر و به معناى فساد و يا هلاكت است ، كه البته منظور از آن معناى اسم فاعلى آنست ، و معنايش : « و شما مردمى هالك و يا فاسد بوده‌ايد » مىباشد . بعضى از مفسرين « 2 » گفته‌اند : مراد از « ظن سوء » همان پندارى بود كه پنداشتند رسول و مؤمنين از سفر حديبيه برنخواهند گشت . و بعيد هم نيست ، كه مراد از آن ، اين پندار باشد كه خدا رسولش را يارى نمىكند و دين خود را غلبه نمىدهد ، كه اين احتمال در ذيل آيه ششم همين سوره گذشت ، كه مىفرمود : « الظَّانِّينَ بِاللَّه ظَنَّ السَّوْءِ » بلكه اين احتمال روشنتر به نظر مىرسد . * ( « وَمَنْ لَمْ يُؤْمِنْ بِاللَّه وَرَسُولِه فَإِنَّا أَعْتَدْنا لِلْكافِرِينَ سَعِيراً » ) * در اين آيات شريفه بين ايمان به خدا و ايمان به رسول جمع شده ، و اين براى آن است كه بفهماند كفر به رسول و اطاعت نكردن از او كفر به خدا هم هست ، و در اين آيه لحنى است تهديدآميز . در جمله * ( « فَإِنَّا أَعْتَدْنا لِلْكافِرِينَ سَعِيراً » ) * مقتضاى ظاهر اين بود كه بفرمايد « أعتدنا

--> ( 1 و 2 ) مجمع البيان ، ج 9 ، ص 114 .